سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

سیر بی سلوک

همه آدما تو روزمرگی زندگیاشون یه دلزدگی خاصی از دنیا بهشون دست میده که دوست دارن از آیندشون خبردار بشن یا اینکه یه طوری این احساس بهشون دست بده که راه درستی رو تا حالا تو زندگیشون طی کردن، من که فکر میکنم این تو ذات آدماست
اما اینکه چه جوری از دست این احساس خلاص بشیم راه داره و هر کی به تناسب درک و شعورش یه راه انتخاب میکنه
تا حالا این حرفو شنیدین که
راههای رسیدن به خدا به اندازه تمام خلایقه
این یعنی چی آقاجون!!!!! نمیشه که گفت فرعون و هامان و نمرود هم به خدا رسیدن و موسی و ابراهیم و حضرت خاتم هم
اگه قرار باشه که همه به خدا برسن ، با همون رفتار و عملکرد دلبخواه و از روی هوس خودشون ، دیگه چه نیاز ی به سیر و سلوک و مبارزه و جهاد با نفس و چله و روزه و......!!!
اگه هر کی هر طور عمل میکنه خدا همونو دوست داره پس چرا بیخودی وقت انبیا و فرشته ها رو تلف کرده و این همه کاغذ و لوح سیاه شده
چرا باید وقتمونو تو کلیسا و مسجد تلف کنیم
آقا یاالله!!!! همه پاشید برید خونه هاتون بلیط یه سره به محضر خدا تا همون ملأ اعلی و سدرةالمنتهی پست میشه در خونتون
به نظرتون این یه حرف قشنگ نمیرسه
انصافا خیلی عالیه هم خدا هم خرما
اگه خدا کسی رو برای رسوندن خواسته ها و حرفاش برای ماها فرستاده ، اگه خواسته ها و راهنماییاشو تو یه نامه عاشقانه برامون نوشته و به دستمون رسونده
و اگه ...
اصلا بذار ببینم این حرف بالایی رو کی گفته؟؟؟؟
آقا ما که نمیدونیم این حرفو کی زده ولی هر کی بوده عارف بوده
باور کنین راست میگم حرف خدا و پیامبر و امام نیست اما هر کی که بوده عارف بوده
اما اینکه عارف به چی بوده نمیدونم!!!!
بعضی عرفای ما که همنام عارفای واقعی و همسنگ با اونا این اسمو یدک میکشند معلوم نیست تو سیر و سلوکشون صدای خدا رو شنیدن یا صدای شیطونو
شما بگین اگه با این حرف اونا پیش بریم فرقی بین ندای سروش و ندای ابلیس هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



نوشته شده در دوشنبه 89/10/6ساعت 1:17 عصر توسط نیره نظرات ( ) |

ای نو ر چشم من سخنی هست گوش کن                         چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن

در راه عشق وسوسه اهرمن بسیست                              پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن

برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند                                     ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن

تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت                                همت در این عمل طلب از می فروش کن

پیران سخن ز تجربه گویند گفتمت                                     هان ای پسر که پیر شوی پند گوش کن

بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق                             خواهی که زلف یار کشی ترک هوش کن

با دوستان مضایقه در عمر و مال نیست                              صد جان فدای یار نصیحت نیوش کن

ساقی که جامت از می صافی تهی مباد                            چشم عنایتی به من دردنوش کن

سرمست در قبای زرافشان چو بگذری                                یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن


نوشته شده در یکشنبه 89/10/5ساعت 12:2 عصر توسط نیره نظرات ( ) |

اگه قراره که با عزلت و زهد ، بریم به سوی تقرب به خدا ، پس فضولی تو کار دیگران و آتیش بیار معرکه شدن ، چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگه نگفتین که تو کار سیر و سلوکین و کاری به کار کسی ندارین
مگه نگفتین که با کسی دشمن نیستین

اصلا آقا شما چرا اینقده بدبینین
شاید آین آقا تشریف آوردن که دو کلوم راجع به آخرت و اون دنیا و شب اول قبر خودش و اقطاب سلفش صحبت و نصیحت بکنه
اصلا شاید اینا قوم و خویشن
این وصله ها به تابنده جون ما نمیچسبه قطب الأقطاب صوفیه من الأولین و الآخرین
شرمنده تسبیحش تو عکس نیفتاده ، دفعه بعد عکس سه بعدیشو خدمتتون ارسال میکنیم


شما شک نکنین ما تو سیاست و اغتشاش و براندازی و ........ زبونم لال از این حرفا نیستیم آآآآآ
گفته باشم


نوشته شده در دوشنبه 89/9/29ساعت 12:23 عصر توسط نیره نظرات ( ) |

حاکمیت نامشروعی که  بر جامعه اسلامی مستولی شده  و با ظاهری مقبول ، حتی جامعه مسلمان رو وادار به بی تفاوتی در برابر قتل اولاد و ذریه پیامبر و اسیری خاندان ایشون میکنه ، وقتی میبینه نمیشه با شمشیر این قوم رو از میدان به در کنه ، سیاست نفاق پیچیده ای رو از اون به بعد پیش میگیره که در زمان ائمه بعد از امام حسین علیه السلام مشاهده میشه که دیگه هیچکدوم از بزرگواران به شکل علنی ترور نمیشن
این نفاق پیچیده در زمان بنی العباس که با شعار پیروی از آل محمد صلوات الله علیهم ، تونستند بر اریکه قدرت سوار بشن و حمایت مردم رو در ابتدای امر برای تثبیت حکومت خودشون به دست بیارن ، شکل سازمان یافته ای رو به خودش میگیره
در این دوره افرادی با نام زهد و عرفان ادعای دین و دینداری میکنن و به قول امروزیا ، خلأ معنویتی رو که در جامعه اسلامی ای که از رهبری الهی و معنوی بی بهره است ، پر میکنن
البته و صد البته که این عرفان و معنویت کم خرج و بی خطره
چرا بی خطر؟؟؟؟؟؟؟؟
چون رهبران اون با دستگاه حاکمه دستشون تو یه کاسه است
سیاست متصوفه:
اگه خدا میخوای بیا دم خونه من ، با چند تا دعا و ورد و عبادت و چله بهت میدم
آآآ آه ، بیا ببین اصلا خدا رو زیر لباسم قایمش کردم
لازم نیست برای رسیدن به خدا شمشیر بزنی و تو روی حکومت ظالم وایسی
لازم نیست خودتو بکشی و به بهونه هندونه فروشی بری در خونه امام صادق ، آخر سرشم بندازنت زندان و زن و بچه ات بی سرپرست بمونن
اینجاش مهمه رفقا ، این دیگه لب کلامشونه
لازم نیست برای رسیدن به خدا حتما در خونه اهل بیت رو زد!!!!!!!!!!!!!!!
همتون بیاین پیش خودم ، خدا اینقدر دور نیست که لازم باشه براش بدویی ، بجنگی ، اسیر بشی
اصلا خدا ناراحت میشه تو به خاطرش یه زخم کوچولو ورداری ، شما بشین تو خونه ات خودش میاد خدمتت
اصلا ببخشید ، اشتباه شد تو خود خود خدایی ، خواست ، خواست توئه
بعد از اینکه وارد فرقه ما شدی میتونی به مرتبه خدایی برسی
اصلا چرا باید بیخودی خون خودتو کثیف کنی که سر پسر پیامبرو بریدن و دختراشو اسیر کردن
نمیخواد ناراحت بشی که جنازه اولاد پیامبر سه روز رو زمین ، زیر آفتاب مونده
مهم نیست بذار چند تا زن پیدا میشن که احساس مسئولیت کنن و برای دفن شهدا برن
شما تو خونه باش بعدا استغفار میکنی
به خدا آدم میسوزه
این آدمای پست دورو و خائن مذبذب ، وقتی دیدند که تو ایران حکومت دست شیعه است ، ائمه رو هم آوردن تو سفره شون و ادعای تشیع میکنن
خدا فرج منتقم خون حسین و درهم شکننده این سرکشان رو نزدیکتر بکنه ، ان شاالله


نوشته شده در جمعه 89/9/26ساعت 9:56 صبح توسط نیره نظرات ( ) |

این روزا که ایام عزاداری شیداترین و عارف ترین مخلوقات عالمه بیشتر این مطلب بروز پیدا میکنه که به چه دلیلی دستگاههای حاکم برای رویارویی با ائمه دیگه نمیتونن دست به قبضه شمشیر ببرن و سیاست مهجوریت ائمه رو بیش از پیش با جنگ نرم پیش میگیرن
تاریخ همیشه نشون داده که وقتی دشمن یکی از مبانی اسلام رو به صورت بارز هدف قرار میده ، اون قسمت بیش از پیش رشد و بالندگی پیدا میکنه
مطمئنا وقتی دیدند با کشتن ائمه و شهید کردنشون اونها رو ماندگارتر و افکارشون رو بارزتر و فراگیرتر میکنه ، سیاست عارف سازی و معنویت ساختگی رو با عوامل و جیره خورهاشون شروع میکنن
اما غافل از اینکه کُلُّ شیءٍ فانٍ و یَبقی وَجهُ رَبِّک ذوالجلالِ و الإکرام
                                                                       
                                                                           


نوشته شده در شنبه 89/9/20ساعت 1:21 عصر توسط نیره نظرات ( ) |


خیلی مهمه که  این مسأله مورد توجه قرار بگیره که وقتی یه گروه یا یه نظریه ای هوادار و مرید پیدا کرد دلیل بر این نیست که حتما اون گروه مبانی قوی ای داره یا این که حرف تازه ای برای گفتن داره
شاید بشه گفت که هیچکدوم از این دکون دارهای عرفان حرف جدیدی برای گفتن ندارن؛ بلکه همون کوزه شکسته های شعرا  و عرفای قدیم رو رنگ و لعابی دادن و دارن بازارگرمی میکنن
البته خیلی چیزها میتونه به گرمی بازار اونها کمک کنه که شاید بعضیاش این چیزایی باشن که اینجا به شماره درآوردمشون:
1-عدم ارائه سیر و سلوک مدون از سوی بزرگان دین
میگن وقتی ماهی تو حوض نیست ، قورباغه سالاره
2-
اقلیت بودن یه گروه
این مسأله موجب جذابیت تو خیلی  از جاها می شه یعنی میشه گفت که کم جمعیت بودن باعث تبلیغ می شه
الان که همه جوونا میخوان هرکدومشون تافته جدابافته باشن ، خداییش این دیگه خیلی جذابه براشون 
3-
استفاده از هنر
بزرگان تصوف خیلی اهل  شعر و شاعری هستند و خیلی با آب و تاب از بزرگان فرقه شون یاد کردن ،  برای همین خیلی از جوونای فرهیخته و باسواد جذب این فرقه ها میشن
از اونجا که ظاهر غذا گاهی اوقات مهمتر از طعمشه و هیشکی هم به ماست خودش نمیگه که ترشه ، این شعرا هم تا میتونستن پیازداغشو زیاد کردن
4-نقد اشتباه از فرقه ها
این مسأله خیلی مهمه که وقتی از کسی نقدی بشه درست و به جا و مستند باشه وگرنه طرف مقابل منتقد رو متهم به بی اطلاعی یا دروغگویی و غرض ورزی میکنه که این از عوامل شکست توی بحثه
5-وابستگی بسیاری از هنرمندان به این فرقه ها
این دیگه خیلی واضحه از اونجا که با یه سریال جومونگ اون آقای چل ساله میخواست اسمشو عوض کنه یا اون یکی که میخواست بزای باباشو بفروشه با سوسانو عروسی کنه!!!!!دلم شکست
 یعنی تو جعبه جادویی بودن چقدر تقدس زاست!!!!! جوابشو باید از مذکورین پرسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
6-
اباحه گری
که این مسأله به خاطر سخت جلوه دادن شریعت از یه طرف و ترغیب به دنیا و در عین حال القای این مطلب که طرف به مقاماتی رسیده از طرف دیگه ست



نوشته شده در یکشنبه 89/9/14ساعت 2:42 عصر توسط نیره نظرات ( ) |

امروز داشتم به این فکر میکردم که اینایی که دنبال آدمای چرتی مثل فلانی راه می افتن که به خدا برسن پیش خودشون چه فکری کردن ، اصلا فکر کردن یا نه؟
البته این رو باید از خودشون پرسید
من خیلیا رو تو ذهن دارم و میتونم بگم که ارزش اینکه تو صورتش تف کنی مثل همون آقای قطبی که به بهانه تشرف ، دختر بیچاره رو ....
واقعا چرا این آدما مقبولن!!!!!!!!!!!!!!!!
نمیخوام راجع کم کاری دیگران مسؤول بگم ، من فعلا با آدمایی مثل خودم هستم مگه ما عقل نداریم
اما بعضی عوامل باعث میشن که که آدم برخلاف منطق عمل کنه
چون محدوده مطالب وب من مختص به نقد صوفیه ست عوامل جذب افراد رو به این فرقه بررسی میکنم


نوشته شده در شنبه 89/9/13ساعت 11:54 صبح توسط نیره نظرات ( ) |

روز عید غدیر هم گذشت روزی که تکلیف رهبری جامعه اسلامی از طرف پیامبر مشخص شده حالا اینکه مسلمونا چه معامله ای با سرنوشت خودشون و دینشون کردن ، بماند .
اما چیزی که این وسط خیلی جالبه اینه که رهبرای صوفیه که تاریخ نون به نرخ روز خوردنشون رو ثابت کرده و ادعای تشیع اصیل کردنشون گوش عالم رو کر کرده ، میخوان راجع به حق آقای مظلوم ما امیرالمؤمنین حرف بزنن ، چه لاتا إلاتی به هم میبافن و یه طوری حرف میزنن که به تیریش قبای هیچکس برنخوره

آقا! هیشکی به اندازه این آقایون صوفی به فکر تقریب مذاهب نیست ، تا جایی که خود مذاهب رو زیر سؤال میبرند ، اصلا گور بابای هر چی مذهب!!!!
مهم اینه که کار و کاسبی ما سر پا وایسه و مردم دور ما باشن و به ما عشریه و حق دست بوسی بدن
نمونه دم دستی رهبرای این فرقه نورعلی تابنده ست
این آقا که قطب فعلی فرقه گنابادیه ست در مورد حق حضرت امیر میگه :
"خلافت حق علی نبود ؛ حق ملت بود و وظیفه علی ؛ یعنی ما مسلمین حق داشتیم که بعد از پیامبر به عنوان جانشین او ، خلیفه ای مثل علی داشته باشیم"
سیاست رو داشتین ، اینطوری اگه بخوای درمورد حق شیعه حرف بزنی که دعوایی نمی مونه، نه سیخ سوخت و نه کباب
البته این گفتن این حرفها از زبون این آقایون یه واقعیت مهم رو که صوفیها انکارش میکنن رو آشکار میکنه
این واقعیت که این فرقه توسط سنی ها و با نیت مقابله با ائمه اطهار شکل گرفته.


فعلا بیا پای منو ببوس امام کیلویی چند

 


نوشته شده در جمعه 89/9/5ساعت 11:16 صبح توسط نیره نظرات ( ) |

 از پدر و فرزندی که اقطاب اخیر فرقه اویسسه هستند تو مطلب قبلی بحث شد یادم رفت بگم  که این بابای محترم که صادق عنقا بود در زمان حیاتشون دو کتاب رو به اسم برادر مرحومش به چاپ رسوند که بعدا معلوم شد نویسنده اش یه بابای فرانسویه که روحش هم از این دزدی خبردار نشده و مسئولین کتابخونه شورای ملی هم کاملا از این قضیه آگاهند دو کتاب با عنوانهای "پدیده فکر" و "از جنین تا جنان".

لازم به ذکره که اوشون حتی زحمت ترجمه اش رو هم نکشیده و کتاب قبلا توسط آقای طباطبایی نائینی ترجمه شده بود ولی این آقای محترم این کتاب رو به اسم برادرش محمد عنقا که خیلی علاقه به احضار ارواح داشت برای شادی روح پرفتوحش به چاپ رسوند دروغ

همین آقای صادق عنقا پسر ورزشکارش رو که کمی هم به عموش رفته رو کرده قطب فعلی فرقه .حالا تصور کنین چه قطبی!!!! یکی که تا قبل از قطبیتش فقط لگدپرونی میکرده باید دست مردم رو بگیره برسونه به خدا!!!!!!

همین آقا چون دید دیگه کار و کاسبیش رو دوست داره و از یه طرف هم احساس وظیفه نسبت به ارثیه آبا و اجدادیش میکرد باشگاهش رو تبدیل کرده به مدیتیشن و هیپنوتیزم و احضار ارواح‏‏‏‏!!!!!!!!

خوبترین جای قضیه اینجاست که همسر این آقا نادر از دست اذیتهای شوهرش که قطب وقته رسما اعلام کرد که بهایی شده .آقا اگه شما واقعا راست میگی و با عالم غیب ارتباط داری ، حالا با هر وسیله ای ، چرا اوضاع خونت رو سر و سامون نمیدی

واقعا بزرگان گفته اند که "پسر کو ندارد نشان از پدر              تو بیگانه خوانش نخوانش پسر"

واقعا این آدمایی که یه روده راست تو شکمشون نیست اصل و نسبشون و شغل و خانواد اش هم معلومه قراره جوونای ما رو به خدا برسونن!!!!!


نوشته شده در سه شنبه 89/9/2ساعت 3:10 عصر توسط نیره نظرات ( ) |

میگن تو روزگارای قدیم یه کفن دزدی بود که داشت نفسای آخرشو میکشید به پسرش گفت : پسر عزیزم من از تو یه خواهشی دارم
پسرش گفت : به دیده منت باباجون تو لب تر کن
کفن دزد گفت: من که برای اون دنیام کاری نکردم عمرم تو کار حرام صرف شده و مطمئنم تو اون دنیا دستم خالیه دوست دارم یه کاری کنی مردم برای من رحمت بفرستن تا نور قبر و قیامتم باشه
آقازادش گفت: دده جان خیالت تخت تخت تو راحت بمیر
آقازاده خلف کفن دزده به شغل شریف پدرش ادامه میده ولی برخلاف پدرش وقتی کفنا رو میدزدیده جسد مرده های بیچاره رو لخت و عور رها میکرده طوری که هر کی می اومد و می دید میگفت : خدا رحمت کنه کفن دزد قبلی رو حداقل آبروی مرده رو حفظ می کرد
قضیه این کفن دزد و پسرش شبیه فرقه های امروز صوفیه که قطبیت رو پشت به پشت حفظ میکنن مبادا به دست نااهل بیفته
نمونه اش فرقه اویسیه ست که آقا صادق عنقا که بساطشو ورچید و رفت اون دنیا آقا پسرش نادرعلی آقا رو که تا چندی پیش فقط یه باشگاه بدنسازی داشت رو قطب عالم امکان کرده که قراره دست سالکین راه حق رو بذاره تو دست خدا
البته بی انصافیه که نگیم اوشون بعد از رسیدن به این درجه باشگاه بدنسازیشو تبدیل به باشگاه مدیتیشن و تمرکز روح و اینجور چیزا کرده
چه میشه کرد آدم نباید از خط ددش فاصله بیگیره فکر کنم این پسره یه کاری کنه که به باباش صد رحمت بفرستن

اینم عکس نادرعلی خان اویسی تو بچگی هاش



نوشته شده در یکشنبه 89/8/30ساعت 3:47 عصر توسط نیره نظرات ( ) |

<      1   2   3   4   5      >
Design By : Pars Skin